در سالهاي 1325 ـ 1326 در دانشكدهٴ پزشكي پاريس ((استادياري)) بهنام ژان دوباسول بوده است. آيا اين شارح كتاب عبارات و پزشك يكي بودهاند؟ در آن زمان ظاهراً مقدور نبود يك فرانسيسي در دانشكدهٴ پزشكي كار كند.
آكمي
ويليام آكمي.1 فرانسيسي انگليسي، منطقدان (متوفا حدود 1349).
مندرجات: 1) زندگي، 2) آثار، 3) منطق، 4) مابعدالطبيعه و فلسفهٴ علم، 5) مكانيك،
6)سياست، 7) تأثير.
1. زندگي. ويليام آكمي در اواخر سدهٴ سيزدهم احتمالاً در آكم، سَري زاده شد، به سلك فرانسيسيان درآمد و از حدود 1312 تا 1318 در آكسفورد، احتمالاً در كالج فرانسيسيان، و نه در كالج مرتن، تحصيل كرد. بنابراين نميتوانسته شاگرد دُنْـس اسكوت باشد، چون اسكوت در سال1308وفات يافت و مدتي پيش از آن آكسفورد راترك گفته بود. ويليام استاد الاهيات نشد و در پاريس تدريس نكرد. تا سال 1324 بهعنوان يك فارغالتحصيل كالج در آكسفورد تدريس ميكرد.
در آن سال به وي دستور داده شد در دربار پاپ در آوينيون حضور يابد و دربارهٴ بسياري از عقايدش كه در شرح بر
عبارات لومباردي بيان كرده از خود دفاع كند؛ او محكوم نشد. در اين زمان فرانسيسان بهخاطر تفرقهٴ ناشي از مسئلهٴ فقر مسيحايي سخت متزلزل بودند. اهميت بنيادي فقر مسيحايي در اجلاس عمومي فرانسيسان در سال 1322 در پروجا مورد تأييد قرار گرفته بود و آن آيين2 بعداً از سوي يوحناي بيست و دوم (پاپ 1316 ـ 1324) محكوم شد. ويليام از فرقهٴ خودش در برابر پاپ دفاع كرد. در سال 1328 همراه با ميكله داكزانو، رئيس فرقه، توانست از آوينيون بگريزد. آنان به پيزا پناهنده شدند، كه در آن هنگام مقر لودويگ باواريايي (امپراتور 1328 ـ 1347) بود.3 پناهندگان در 6 ژوئن 1328 تكفير شدند. آنان تحت حمايت امپراتور باقي ماندند و در فوريهٴ 1330 همراه او به باواريا رفتند و در دير فرانسيسيان در مونيخ زندگي كردند. براساس روايتي قديمي، ويليام به امپراتور گفت: ((تو با شمشيرت به دفاع از من برخاستي، من با قلمم از تو دفاع ميكنم.)) خواه اين كلمات گفته شده باشد يا نه، وضع را بهخوبي نشان ميدهد.
چون ويليام باقي عمرش را زير سايهٴ امپراتور گذراند و فرصت كافي يافت تا رسالههايي را در دفاع از امپراتور در برابر پاپ بنويسد. پس از مرگ ميكله داكزانو در سال 1342 ويليام رهبر بيچون و چراي فرانسيسيان مخالف پاپ شد و به مقاومت ادامه داد. فعاليتهاي او از آن به بعد بيشتر در پردهٴ